| سکانس اول : دیشب ::
بابا و حسینو که ولش کن خیلی سنگدلن! مامان تو بگو یعنی من برم؟؟
اگه نری چی میشه؟
نمره ی یکی از بخشای اطفالم صفر رد میشه شایدم حذفم کنن از این دو حالت خارج نیست
مامانم از خستگی و سردرد و دندون درد حتی نای حرف زدن نداره ...
زنگ میزنم به فرزانه: من فردا نمیرسم بیام خوابگاه و مجبورم مستقیم از ترمینال بیام بیمارستون! میشه بری از اتاقمون لاگ بوک و روپوشم رو برداری و فردا برام بیاری...
سکانس دوم: ساعت ۵صبح
فرشته ساعت پنجه پاشو نمازتو بخون بریم
من درحالیکه کتکش میزنم! :ولم کن من که گفتم نمیخوام برم
فرشته ساعت پنج و نیمه! نمیخوای بری نرو!
جدی جدی ممکنه حذفم کنن! اگه به اتوبوس ساعت ۶ نرسم کلا رفتنم فایده نداره! تا تو ماشینو از پارکینگ بیاری بیرون من آماده شدم!
ساعت راس ۶ میرسیم جلوی ترمینال. اتوبوس راه میفته. با یه حرکت تاکتیکی سبقت میگیریم و راهو بر اتوبوس میبندیم.
آقا برو کنار من سوار شم
خانوم هیچی جا نداریم
بابا من یه نفر بیشتر نیستم
حتی یه نفرم جا نداریم
آقا توروخدا من عجله دارم با بدبختی خودمو رسوندم اینجا
این اتوبوس که جا نداره ولی اگه دیر بجنبی ۶ونیمی هم پر میشه
حسین میره برا ساعت ۶ونیم بلیط بگیره و من توی ماشین هنوز دارم فکر میکنم که یعنی برم؟!
ساعت ۶و بیست و پنج دقیقه حسین بالاخره از دفتر تعاونی میاد بیرون با دستای خالی!!
۶ونیمی هم بلیطش تموم شده ۷هم در شرف تموم شدنه!! میگی چیکار کنم؟
استاد دیروز ساعت ۱۰ونیم از بخش رفته در بهترین حالت من دم رفتن استاد میرسم بیمارستون!
میخوای نری نرو فرشته جان هرجور خودت میدونی
بعدازظهر ۱تا۵ کلاس آمار و فارما دارم بذار حداقل اونارو غیبت نخورم...
سکانس سوم: در اصفهون!
درحالی که عضلات پام داره وا میره دوان دوان خودمو به تاکسی میرسونم
آقا فقط سریعتر منو برسونین بیمارستان بهشتی
حتما خواهر ... قابل شمارو نداره ۵تومن میشه
جووووووووووووون ن ن ن ن ن؟!؟!؟
ببخشید آقای نگهبان میشه ساک من ...
نه خانوم نمیشه
آقا خواهش التماس تمنا به محض اینکه استادم حضوری مو زد میام میبرم
چه عجب یکی دلش برا ما سوخت ...
سکانس چهارم: در بیمارستون!!::
استاد سلام من دانشجوتون هستم میخواستم بگم من دیروز واسه این غایب بودم که ...
خب باشه من الان دارم پرونده هارو تکمیل میکنم باشه بعدا میام( البته لحن زننده تر از این بود! من بلد نیستم بنویسم!)
نیم ساعت بعد یعنی ساعت به قول اصفهونیا ۱۱ربع کم! استاد تشریف فرما میشوند ...
خب شما بودین که دیروز غیبت کردین؟
بله استاد راستش مامان و بابای من جمعه از مکه اومده بودن منم تک دختر خونواده م دیروزم مراسم استقبال و مهمونی داشتیم این شد که ...
چی؟!؟ مامان و بابات از مکه اومده بودن به شما چه ربطی داشت!!؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
استاد آخه من واسه بدرقه شونم نبودم!
یعنی شما دیدن مامان و باباتو به مریض دیدن ترجیح دادی؟! شما فردا چه دکتری میخواین بشین اصلا؟! میدونین شما با غیبت دیروزتون چقدر از لحاظ علمی عقب افتادین!!
بله میدونم ولی جبران میکنم استاد
چطوری جبران میکنی؟! شما که فردا دارین از این بخش میرین! حتما کلاسای تئوری ۵شنبه رم نبودین! ۵شنبه م کلاس داشتین دیگه؟
یکی از همگروهیای چندش: بله استاد!
بفرمایید! به شمام میگن دانشجوی پزشکی؟!؟
یعنی شما غیبت منو موجه نمیدونین؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نه که نمیدونم یک دانشجوی پزشکی اولین اولویت زندگی ش باید درس و دانشگاه و بیمارستان باشه
به قیمت شکستن دل پدر و مادرش؟؟؟
پدر و مادر شما بیخود از شما انتظار دارن! پس اونا هنوز معنی پزشکی رو درک نکردن
استاد اگه معنی پزشکی سنگدل شدنه من از پزشکی انصراف میدم
همون بهتر که انصراف بدی فکر کردی پزشکی که تمام کلاساشو غیبت میکنه به درد میخوره؟!؟
شما از کجا میدونین که من تمام کلاسامو غیبت کردم...
یکی دیگه از بچه های چندش: انقدر با اتند کل کل نکن!
خب حالا سوالایی که دیروز به بچه ها دادمو جواباشو پیدا کردی؟؟
من:
چیه؟ نکنه میخوای بگی سوالارو هم نخوندی؟... خب سوالا پیش کی بود؟
یکی دیگه از چندشا: بفرمایید استاد اینم سوالا!
خب تو که انقدر! غیبت میکنی جواب بده! سوال اول؟
سکوت من
پاسخ کامل و دقیق یک چندش ... قهقهه های سایر چندش ها ... سکوت دوباره ی من ... قهقهه ... نگاه نفرت بار من ... جمع شدن اشک تو چشمام ... قهقهه ...
استاد: اصلا تو سر کلاس تئوری خود من اومدی؟
بله استاد
من چه مبحثی رو تدریس کردم؟ بچه ها چیزی نگین میخوام خودش جواب بده
مبحث معاینه فیزیکی
پس چرا جواب سوالارو نمیدونی؟
۳هفته از تدریس شما گذشته بچه ها همه مرور کردن که الان بلدن ولی من فرصت نکردم گفتم که دیشب مهمونی داشتیم ...
باز که این حرفو تکرار کردی!!؟ برای دانشجوی پزشکی چی مهمتر از درسه؟!؟ زشته اصلا این حرفا! سوال بعد ...
نمیدونم استاد
پس تو چی بلدی؟ اصلا مگه تو آخر هفته امتحان نداری؟
سعی میکنم تو این یه هفته تمام مطالبو بخونم
این حرفا به درد من نمیخوره باید به جای غیبت دیروزت یه بار دیگه بیای سر راند من وگرنه نمره ای واست رد نمیکنم
کی بیام ؟ ما که دیگه این بیمارستان نیستیم!!
حتی اگه شده از بخشای دیگه ت بزنی باید یه روز دیگه بیای و به تمام این سوالا کامل و دقیق جواب بدی... خب دختر گلم شما جواب این سوالی که این خانوم بلد نبودن رو بده
دختر گلش(چندش خودمون): منم نمیدونم استاد
پس معلومه شمام نخوندین
چندش: وای نگین توروخدا من دیشب ۵بار از روی تکست خوندم( )
من تو دلم:: به خدا اگه دیشب بیکار بودمم محال بود حتی نگاه به تکست بندازم...  
سکانس پنجم:
لاگ بوکم گم شد! با چند نفر دعوام شد! آمار و فارما حضور غیاب نکردن! صبحونه و ناهار نخوردم! از ضعف و خستگی سر کلاس آمار خوابم برد! از سی و یک جلسه امتحان اطفال فقط ۴جلسه خوندم! چشمام داره از کاسه در میاد! به منم میگن دانشجوی پزشکی؟؟؟؟؟!!!!!
پ. ن ۱: پزشکی که علم داشته باشه اما انسانیت نداشته باشه همون بهتر که مریضاش بمیرن!!
پ.ن ۲:اصلا برام مهم نیس که حذف بشم یا صفر بشم یا امتحانو پاس نشم مهم انسانیت موندن مه...
پ.ن ۳: خدایا سر راه همه ی چندشای عالم یه چندش مثل خودشون قراربده تا شاید بفهمن! و به من صبوری بده تا از چندش بازی این آدمای آدم نمای بی مقدار به هم نریزم ... همین ... نوشته شده توسط Drفرشته در یکشنبه 3 اردیبهشت1391 ساعت 19:28 | لینک ثابت |
|